شيخ حسين انصاريان

17

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

دستگير كرده و اعدام كنند . كاردى تهيه كرده آن را تيز و بُرّان ساخت و در اختيار غلامش قرار داده و گواهينامه يا وصيت‌نامه‌اى را نوشت كه بر طبق آن ، غلام مذكور پس از مرگش بايد آزاد شود و حدود يك ثلث از اموالش را به او بپردازند . اين فرد حسود شفاهاً نيز به غلام گفت : پس از كشتن من آزادى و به هر كجا كه دلت مىخواهد مىتوانى مسافرت كنى . مرد حسود غلام را پس از آن كه از چنين كارى سخت امتناع مىورزيد وادار به اطاعت از فرمان خود ساخت . غلام به او مىگفت : من از خدا نسبت به جان تو بيمناك هستم ، اى مولاى من ! چرا براى كارى كه معلوم نيست بر وفق مرادت انجام گيرد جانت را به خطر مىاندازى ؟ و بر فرض هم كه مطابق ميل تو ، اين كار به ضرر همسايه‌ات تمام شود پس از مرگِ تو چه سودى عايد تو خواهد ساخت ؟ مرد حسود نيمه‌هاى شب از بستر بيرون آمد و غلام را از خواب بيدار كرد . غلام با چهره‌اى سرشار از بيم و هراس از جا برخاست ، چاقوى تيز را در اختيار غلام قرار داد و آرام آرام روى بام خانهء همسايه رفتند ، روى زمين خوابيد و بدنش را در برابر قبله قرار داد و به غلام گفت : زودتر كار را تمام كن . غلام هم چاقو را به حلق او آشنا ساخته و رگ‌هاى گردن او را بريد و به بستر خود بازگشت و او را در حالى كه در خون خويش در مىغلطيد رها كرد . بامدادان اهل منزل ديدند كه از پدر بچه‌ها خبرى نيست ، سرانجام پس از تجسّس كافى بدن بىسر او را بر روى پشت‌بام همسايه يافتند و همسايه را دستگير كردند . اما وقتى براى موسى الهادى حقيقت قضيه مكشوف گرديد او را آزاد ساختند . » « 1 » حسد تا اين پايه در آدمى پيشروى مىكند كه انسان ، خود را براى رسيدن به

--> ( 1 ) - سفينة البحار : 2 / 178 ؛ بحار الأنوار : 70 / 259 ، باب 259 ، ذيل حديث 31 .